سوره قلم با صدای سعد الغامدی
سوره قلم؛ قلم و صاحبان باغ
تلاوت سوره قلم یکی از پرطنینترین تلاوتهای قرآن کریم است. سوره قلم شصت و هشتمین سوره قرآن کریم است و ۵۲ آیه دارد. این سوره در مکه نازل شده و به دلیل سوگند خداوند به قلم به این نام معروف است.
سوگند به قلم و داستان صاحبان باغ
خداوند در آیه اول میفرماید: «ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ»؛ «نون، سوگند به قلم و آنچه مینویسند.» این سوره با سوگند به قلم آغاز میشود. داستان «اصحاب الجنه» (صاحبان باغ) را روایت میکند که میخواستند فقرا را از میوههای باغشان محروم کنند، پس خداوند باغشان را سوزاند. این سوره به پیامبر (ص) تسلیت میگوید که تو مجنون نیستی و پاداش تو بیپایان است. آیه ۴ میفرماید: «وَإِنَّکَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِیمٍ»؛ «تو اخلاق عظیم داری.» آیه ۵۱ میفرماید: «وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ»؛ «کافران چون قرآن را بشنوند، نزدیک است تو را با چشم خود بر زمین بزنند و میگویند او دیوانه است.»
این سوره به مؤمنان یادآوری میکند که قلم و نوشتن از نعمتهای بزرگ الهی است. همچنین به آنان یادآوری میکند که اخلاق نیکوی پیامبر (ص) الگویی برای همه مؤمنان است و کافران هرگز نمیتوانند به او آسیب برسانند.
فضیلت و خواص خواندن این سوره
پیشوایان دین خواندن این سوره را برای دفع بخل، افزایش روزی و حفظ از بدیها توصیه میکنند. همچنین این سوره برای نجات از وسوسههای شیطانی، برآورده شدن حاجات و آرامش قلب بسیار مؤثر است.
تلاوت سوره قلم با صدای سعد الغامدی
شیخ سعد الغامدی قاری برجسته عربستانی است. خداوند به او صدایی گرم، طنین دلنشین و تبحری در تجوید عطا کرده است. تلاوت سوره قلم با صدای ایشان به دلیل آیات داستانی این سوره، تلاوتی پراحساس و تأثیرگذار از خود به جای گذاشته است. لحنهای متنوع و پراحساس سعد الغامدی، مفاهیم عمیق داستان صاحبان باغ را به زیبایی به شنونده منتقل میکند.
در ادامه میتوانید به این تلاوت زیبا گوش دهید. ما فایل صوتی را با کیفیت عالی برای شما آماده کردهایم. این تلاوت برای استفاده در منزل، ماشین، گوشی همراه و مجالس مذهبی مناسب است. کیفیت صوتی این فایل عالی است و تجربه شنیداری لذتبخشی را برای شما به ارمغان میآورد.
سعد الغامدی
سوره قلم
سوره قلم
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
ن ۚ وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ﴿١﴾
نون، سوگند به قلم و آنچه می نویسند، (۱)
مَا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ ﴿٢﴾
که به سبب نعمت و رحمت پروردگارت [که نبوّت، دانش و بصیرت است] تو مجنون نیستی؛ (۲)
وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ ﴿٣﴾
و بی تردید برای تو پاداشی دایم و همیشگی است؛ (۳)
وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ ﴿٤﴾
و یقیناً تو بر بلندای سجایای اخلاقی عظیمی قرار داری. (۴)
فَسَتُبْصِرُ وَيُبْصِرُونَ ﴿٥﴾
پس به زودی می بینی و [منکران هم] می بینند، (۵)
بِأَيْيِكُمُ الْمَفْتُونُ ﴿٦﴾
که کدام یک از شما دچار جنون اند؛ (۶)
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ ﴿٧﴾
بی تردید پروردگارت بهتر می داند چه کسی از راه او گمراه شده، و او به راه یافتگان داناتر است. …. (۷)
فَلَا تُطِعِ الْمُكَذِّبِينَ ﴿٨﴾
از تکذیب کنندگان [قرآن و نبوّت] فرمان مبر. (۸)
وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ ﴿٩﴾
دوست دارند نرمی کنی تا نرمی کنند، (۹)
وَلَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَهِينٍ ﴿١٠﴾
و از هر سوگند خورده زبون و فرومایه فرمان مبر، (۱۰)
هَمَّازٍ مَشَّاءٍ بِنَمِيمٍ ﴿١١﴾
آنکه بسیار عیب جوست، و برای سخن چینی در رفت و آمد است، (۱۱)
مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ ﴿١٢﴾
به شدت بازدارنده [مردم] از کار خیر و متجاوز و گنهکار است. (۱۲)
عُتُلٍّ بَعْدَ ذَٰلِكَ زَنِيمٍ ﴿١٣﴾
گذشته از این ها کینه توز و بی اصل و نسب است، (۱۳)
أَنْ كَانَ ذَا مَالٍ وَبَنِينَ ﴿١٤﴾
[سرکشی و یاغی گری اش] برای آن [است] که دارای ثروت و فرزندان فراوان است. (۱۴)
إِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ﴿١٥﴾
هنگامی که آیات ما را بر او می خوانند، گوید: افسانه های پیشینیان است! (۱۵)
سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ ﴿١٦﴾
به زودی بر بینیِ [پر باد و خرطوم مانند] ش داغ رسوایی و خواری می نهیم. (۱۶)
إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ ﴿١٧﴾
بی تردید ما آنان را [که در مکه بودند] آزمودیم همان گونه که صاحبان آن باغ را [در منطقه یمن] آزمودیم، هنگامی که سوگند خوردند که صبحگاهان حتماً میوه های باغ را بچینند، (۱۷)
وَلَا يَسْتَثْنُونَ ﴿١٨﴾
و چیزی از آن را [برای تهیدستان و نیازمندان] استثنا نکردند. (۱۸)
فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِنْ رَبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ ﴿١٩﴾
پس در حالی که صاحبان باغ در خواب بودند، بلایی فراگیر از سوی پروردگارت آن باغ را فرا گرفت. (۱۹)
فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ ﴿٢٠﴾
پس [آن باغ] به صورت شبی تاریک درآمد [و جز خاکستر چیزی در آن دیده نمی شد!] (۲۰)
فَتَنَادَوْا مُصْبِحِينَ ﴿٢١﴾
وهنگام صبح یکدیگر را آوازدادند، (۲۱)
أَنِ اغْدُوا عَلَىٰ حَرْثِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَارِمِينَ ﴿٢٢﴾
که اگر قصد چیدن میوه دارید بامدادان به سوی کشتزار و باغتان حرکت کنید؛ (۲۲)
فَانْطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخَافَتُونَ ﴿٢٣﴾
پس به راه افتادند در حالی که آهسته به هم می گفتند: (۲۳)
أَنْ لَا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُمْ مِسْكِينٌ ﴿٢٤﴾
امروز نباید نیازمندی در این باغ بر شما وارد شود (۲۴)
وَغَدَوْا عَلَىٰ حَرْدٍ قَادِرِينَ ﴿٢٥﴾
و بامدادان به قصد اینکه تهیدستان را محروم گذارند به سوی باغ روان شدند. (۲۵)
فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ ﴿٢٦﴾
پس چون [به باغ رسیدند و آن را نابود] دیدند، گفتند: یقیناً ما گمراه بوده ایم [که چنان تصمیم خلاف حقّی درباره مستمندان و تهیدستان گرفتیم.] (۲۶)
بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ ﴿٢٧﴾
بلکه ما [از لطف خدا هم] محرومیم. (۲۷)
قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ ﴿٢٨﴾
عاقل ترینشان گفت: آیا به شما نگفتم که چرا خدا را [به پاک بودن از هر عیب و نقصی] یاد نمی کنید [و چرا او را از انتقام گرفتن درمانده می دانید؟!] (۲۸)
قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ ﴿٢٩﴾
گفتند: پروردگارا! تو را به پاکی می ستاییم، مسلماً ما ستمکار بوده ایم. (۲۹)
فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ يَتَلَاوَمُونَ ﴿٣٠﴾
پس به یکدیگر رو کرده به سرزنش و ملامت هم پرداختند. (۳۰)
قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِينَ ﴿٣١﴾
گفتند: وای بر ما که طغیان گر بوده ایم. (۳۱)
عَسَىٰ رَبُّنَا أَنْ يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِنْهَا إِنَّا إِلَىٰ رَبِّنَا رَاغِبُونَ ﴿٣٢﴾
امید است پروردگارمان بهتر از آن را به ما عوض دهد چون ما [از هر چیزی دل بریدیم و] به پروردگارمان راغب و علاقه مندیم. (۳۲)
كَذَٰلِكَ الْعَذَابُ ۖ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ ۚ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ ﴿٣٣﴾
چنین است عذاب [دنیا] و عذاب آخرت اگر معرفت و آگاهی داشتند، بزرگ تر است. (۳۳)
إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ ﴿٣٤﴾
بی تردید برای پرهیزکاران نزد پروردگارشان بهشت های پرنعمت است. (۳۴)
أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ ﴿٣٥﴾
آیا ما تسلیم شدگان [به فرمان ها و احکام خود] را چون مجرمان قرار می دهیم؟ (۳۵)
مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ ﴿٣٦﴾
شما را چه شده؟ چگونه داوری می کنید؟! (۳۶)
أَمْ لَكُمْ كِتَابٌ فِيهِ تَدْرُسُونَ ﴿٣٧﴾
آیا شما را کتابی [آسمانی از نزد خدا] ست که در آن می خوانید (۳۷)
إِنَّ لَكُمْ فِيهِ لَمَا تَخَيَّرُونَ ﴿٣٨﴾
که در آن جهان هر چه را شما بخواهید و انتخاب کنید برای شما خواهد بود؟! (۳۸)
أَمْ لَكُمْ أَيْمَانٌ عَلَيْنَا بَالِغَةٌ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ ۙ إِنَّ لَكُمْ لَمَا تَحْكُمُونَ ﴿٣٩﴾
یا شما را بر ما تا روز قیامت پیمان و سوگند استواری است که هر چه را به سود خود حکم کنید ویژه شماست؟! (۳۹)
سَلْهُمْ أَيُّهُمْ بِذَٰلِكَ زَعِيمٌ ﴿٤٠﴾
از آنان بپرس کدامشان ضامن آن ادعاست [که مسلمان و مجرم یکسانند؟!!] (۴۰)
أَمْ لَهُمْ شُرَكَاءُ فَلْيَأْتُوا بِشُرَكَائِهِمْ إِنْ كَانُوا صَادِقِينَ ﴿٤١﴾
یا شریکانی [در ربوبیت خدا] دارند [که از آنان نزد خدا شفاعت کنند که در اجر و ثواب با مسلمانان یکسان شوند؟] پس اگر راستگویند، شریکانشان را [به میدان] آورند. (۴۱)
يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ سَاقٍ وَيُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ ﴿٤٢﴾
[یاد کن] روزی را که کار بر آنان به شدت سخت و دشوار شود، [و آن روز که جای هیچ تکلیف و عبادتی نیست به عنوان سرزنش و ملامت] به سجده کردن دعوت شوند، ولی در خود قدرت و استطاعت [سجده کردن] نیابند! (۴۲)
خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ۖ وَقَدْ كَانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَهُمْ سَالِمُونَ ﴿٤٣﴾
دیدگانشان از شرم و حیا، فرو افتاده، خواری و ذلت آنان را فرا گیرد و اینان [در دنیا] به سجده [بر خدا] دعوت می شدند در حالی که تندرست بودند [ولی از فرمان خدا متکبرانه روی می گرداندند.] (۴۳)
فَذَرْنِي وَمَنْ يُكَذِّبُ بِهَٰذَا الْحَدِيثِ ۖ سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ ﴿٤٤﴾
پس مرا با کسانی که این قرآن را انکار می کنند واگذار، به زودی ما آنان را به تدریج از آن جا که نمی دانند [به سوی عذاب] می کشانیم؛ (۴۴)
وَأُمْلِي لَهُمْ ۚ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ ﴿٤٥﴾
و [البته] آنان را مهلت می دهیم [تا گناهشان را در حال بی خبری به نهایت برسانند]، بی تردید نقشه و تدبیر من استوار است. (۴۵)
أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ ﴿٤٦﴾
[اینکه دعوتت را نمی پذیرند] مگر از آنان در برابر ابلاغ رسالت پاداشی می طلبی که از خسارت و زیانش سنگین بارند؟ (۴۶)
أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ ﴿٤٧﴾
یا غیب نزد آنان است و آنان از روی آن] می نویسند [و خود با تکیه بر آن به ادعاهای خود یقین می کنند و به دیگران هم خبر می دهند؟ (۴۷)
فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُنْ كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَىٰ وَهُوَ مَكْظُومٌ ﴿٤٨﴾
پس در برابر حکم و قضای پروردگارت [که هلاک کردن تدریجی این طاغیان است] شکیبا باش و مانند صاحب ماهی [یونس] مباش [که شتاب در آمدن عذاب را برای قومش خواست و به این علت در شکم ماهی محبوس شد] و در آن حال با دلی مالامال از اندوه، خدا را ندا داد. (۴۸)
لَوْلَا أَنْ تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَرَاءِ وَهُوَ مَذْمُومٌ ﴿٤٩﴾
اگر رحمت و لطفی از سوی پروردگارش او را در نیافته بود، یقیناً نکوهش شده به صحرایی بی آب و گیاه افکنده می شد. (۴۹)
فَاجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ ﴿٥٠﴾
پس پروردگارش او را برگزید و از شایستگان قرار داد (۵۰)
وَإِنْ يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ ﴿٥١﴾
و کافران چون قرآن را شنیدند، نزدیک بود تو را با چشمانشان بلغزانند [و از پای درآورند] و می گویند: بی تردید او دیوانه است! (۵۱)
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ ﴿٥٢﴾
در حالی که قرآن جز مایه تذکر و پند برای جهانیان نیست. (۵۲)