سوره عبس با صدای محمد صدیق منشاوی
سوره عبس؛ روی گردانی از نابینا و اهمیت قرآن
تلاوت سوره عبس با صدای محمد صدیق منشاوی فضایی از تفکر در ارزش والای قرآن و ناسپاسی انسان را به شنونده منتقل میکند. سوره عبس با ۴۲ آیه، از سورههای مکی قرآن کریم است که به یکی از مهمترین وقایع زندگی پیامبر (ص) اشاره دارد. منشاوی با صدای زیبا و تأثیرگذار خود، آیات این سوره را به گونهای تلاوت میکند که شنونده را به تفکر در عظمت قرآن و جایگاه علم و دانش وادار میسازد.
چرا این سوره «عبس» نام گرفته است؟
این سوره به دلیل کلمه «عبس» (چهره در هم کشید) در آیه اول، به این نام خوانده میشود. داستان از این قرار است که روزی پیامبر (ص) با گروهی از بزرگان قریش گفتگو میکرد و آنان را به اسلام دعوت مینمود، که ناگهان مرد نابینایی به نام عبدالله بن ام مکتوم وارد شد و از پیامبر خواست تا آیاتی از قرآن را به او آموزش دهد. پیامبر به دلیل اشتغال به گفتگو با بزرگان، چهره در هم کشید و از او روی گرداند. خداوند با نزول این سوره، پیامبر را مورد عتاب قرار داد و به او یادآوری کرد که شاید آن مرد نابینا، از بزرگان قریش پاکدلتر و مستحقتر باشد. این سوره به پیامبر میآموزد که در دعوت به اسلام، نباید میان افراد تبعیض قائل شود و ارزش هر انسان به ایمان و تقوای اوست، نه به جایگاه اجتماعی و ثروتش.
فضیلت و برکات خواندن این سوره
خواندن سوره عبس، که از سورههای ارزشمند قرآن کریم است، به تقویت ایمان و تفکر در اهمیت قرآن و عدالت الهی کمک میکند. در روایات آمده است که هر کس این سوره را قرائت کند، در روز قیامت در زیر سایه عرش الهی قرار میگیرد. این سوره انسان را به تواضع و فروتنی در برابر مؤمنان و پرهیز از تکبر در برابر دیگران دعوت مینماید.
تلاوت سوره عبس با صدای محمد صدیق منشاوی
شیخ محمد صدیق منشاوی با سبک خاص خود، فضایی پرمعنا به این سوره بخشیده است. تلاوت او در آیات مربوط به روی گردانی از نابینا، شنونده را به تفکر در عدالت الهی دعوت میکند و در آیات مربوط به عظمت قرآن، ایمان را در دل زنده میسازد. این تلاوت از جمله ماندگارترین تلاوتهای سوره عبس است.
در ادامه میتوانید این تلاوت ناب را بشنوید و از برکات معنوی آن بهرهمند شوید. کیفیت صوتی این فایل عالی است و برای استفاده در منزل، ماشین، گوشی همراه و مجالس مذهبی کاملاً مناسب میباشد.
محمد صدیق منشاوی
سوره عبس
سوره عبس
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
عَبَسَ وَتَوَلَّىٰ ﴿١﴾
چهره در هم کشید و روی گردانید، (۱)
أَنْ جَاءَهُ الْأَعْمَىٰ ﴿٢﴾
از اینکه آن مرد نابینا نزد او آمد! (۲)
وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّىٰ ﴿٣﴾
تو چه می دانی شاید او [در پرتو تعالیم اسلام از آلودگی] پاک و پاکیزه شود (۳)
أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنْفَعَهُ الذِّكْرَىٰ ﴿٤﴾
یا متذکّر [حقایق] گردد و آن تذکر او را سود دهد؛ (۴)
أَمَّا مَنِ اسْتَغْنَىٰ ﴿٥﴾
اما کسی که خود را ثروتمند نشان می دهد (۵)
فَأَنْتَ لَهُ تَصَدَّىٰ ﴿٦﴾
تو به او روی می آوری [و نسبت به وی اهتمام می ورزی] (۶)
وَمَا عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّىٰ ﴿٧﴾
در حالی که اگر او نخواهد خود را [از آلودگی های باطنی و عملی] پاک کند تکلیفی بر عهده تو [نسبت به او] نیست؛ (۷)
وَأَمَّا مَنْ جَاءَكَ يَسْعَىٰ ﴿٨﴾
و اما آنکه شتابان نزد تو آمد (۸)
وَهُوَ يَخْشَىٰ ﴿٩﴾
در حالی که [از پروردگارش] می ترسد، (۹)
فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهَّىٰ ﴿١٠﴾
تو [با روی گردانی] از او به دیگران می پردازی. (۱۰)
كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ ﴿١١﴾
این چنین [برخوردی شایسته] نیست، بی تردید این آیات قرآن مایه پند است. (۱۱)
فَمَنْ شَاءَ ذَكَرَهُ ﴿١٢﴾
پس هرکه خواست از آن پند گیرد، (۱۲)
فِي صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ ﴿١٣﴾
در صحیفه هایی است ارزشمند (۱۳)
مَرْفُوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ ﴿١٤﴾
بلند مرتبه و پاکیزه (۱۴)
بِأَيْدِي سَفَرَةٍ ﴿١٥﴾
در دست سفیرانی (۱۵)
كِرَامٍ بَرَرَةٍ ﴿١٦﴾
بزرگوار و نیکوکار. (۱۶)
قُتِلَ الْإِنْسَانُ مَا أَكْفَرَهُ ﴿١٧﴾
مرگ بر انسان، چه کافر و ناسپاس است! (۱۷)
مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ ﴿١٨﴾
[خدا] او را از چه چیز آفریده؟ (۱۸)
مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ﴿١٩﴾
از نطفه ای [ناچیز و بی مقدار] آفریده است، پس او را [در ذات، صفات و اندام] اندازه لازم عطا کرد. (۱۹)
ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ ﴿٢٠﴾
آن گاه راه [هدایت، سعادت، خیر و طاعت] را برایش آسان ساخت. (۲۰)
ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ ﴿٢١﴾
سپس او را میراند و در گور نهاد، (۲۱)
ثُمَّ إِذَا شَاءَ أَنْشَرَهُ ﴿٢٢﴾
و سپس چون بخواهد او را زنده می کند. (۲۲)
كَلَّا لَمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ ﴿٢٣﴾
این چنین نیست [که وظیفه اش را انجام داده باشد] هنوز آنچه را به او دستور داده به جا نیاورده است. (۲۳)
فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسَانُ إِلَىٰ طَعَامِهِ ﴿٢٤﴾
پس انسان باید به خوراکش با تأمل بنگرد (۲۴)
أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاءَ صَبًّا ﴿٢٥﴾
که ما [از آسمان] آب فراوانی فرو ریختیم. (۲۵)
ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا ﴿٢٦﴾
سپس زمین را [به صورتی سودمند] از هم شکافتیم. (۲۶)
فَأَنْبَتْنَا فِيهَا حَبًّا ﴿٢٧﴾
پس در آن دانه های فراوانی رویاندیم، (۲۷)
وَعِنَبًا وَقَضْبًا ﴿٢٨﴾
و انگور و سبزیجات (۲۸)
وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا ﴿٢٩﴾
و زیتون و درخت خرما…. (۲۹)
وَحَدَائِقَ غُلْبًا ﴿٣٠﴾
و بوستان های پر از درخت تناور و بزرگ (۳۰)
وَفَاكِهَةً وَأَبًّا ﴿٣١﴾
و میوه و چراگاه (۳۱)
مَتَاعًا لَكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ ﴿٣٢﴾
تا مایه برخورداری شما و دام هایتان باشد. …. (۳۲)
فَإِذَا جَاءَتِ الصَّاخَّةُ ﴿٣٣﴾
پس زمانی که آن بانگ هولناک و مهیب در رسد، (۳۳)
يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ ﴿٣٤﴾
روزی که آدمی فرار می کند، از برادرش…. (۳۴)
وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ ﴿٣٥﴾
و از مادر و پدرش…. (۳۵)
وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ ﴿٣٦﴾
و از همسر و فرزندانش (۳۶)
لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ ﴿٣٧﴾
در آن روز هرکسی از آنان را کاری است که او را به خود مشغول می کند [تا جایی که نمی گذارد به چیز دیگری بپردازد.] (۳۷)
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ ﴿٣٨﴾
در آن روز چهره هایی درخشان و نورانی است (۳۸)
ضَاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ ﴿٣٩﴾
خندان و خوشحال…. (۳۹)
وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ ﴿٤٠﴾
و در آن روز چهره هایی است که بر آنان غبار نشسته (۴۰)
تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ ﴿٤١﴾
[و] سیاهی و تاریکی آنان را فرا گرفته است؛ …. (۴۱)
أُولَٰئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ ﴿٤٢﴾
آنان همان کافران بد کارند. (۴۲)