سوره نازعات با صدای محمد صدیق منشاوی
سوره نازعات؛ فرشتگان گیرنده ارواح و مناظر هولناک قیامت
تلاوت سوره نازعات با صدای محمد صدیق منشاوی فضایی از تفکر در مناظر هولناک قیامت و داستان موسی و فرعون را به شنونده منتقل میکند. سوره نازعات با ۴۶ آیه، از سورههای مکی قرآن کریم است که به توصیف قیامت و سرنوشت نیکوکاران و بدکاران میپردازد. منشاوی با صدای زیبا و تأثیرگذار خود، آیات این سوره را به گونهای تلاوت میکند که شنونده را به تفکر در عظمت خداوند وادار میسازد.
چرا این سوره «نازعات» نام گرفته است؟
این سوره به دلیل کلمه «النازعات» در آیه اول، به این نام خوانده میشود. «نازعات» به معنای فرشتگانی است که ارواح کافران را به سختی از بدن بیرون میکشند. این سوره با نامهای «ساهره» و «طامه» نیز خوانده میشود و به روز قیامت اشاره دارد. این سوره به داستان حضرت موسی (ع) و سرنوشت فرعون نیز میپردازد.
فضیلت و برکات خواندن این سوره
خواندن سوره نازعات، که از سورههای ارزشمند قرآن کریم است، به تقویت ایمان و تفکر در روز قیامت کمک میکند. در روایات آمده است که هر کس این سوره را قرائت کند، نگهداشتن و حسابرسی او در روز قیامت به اندازه یک نماز واجب طول میکشد. همچنین خواندن این سوره در هنگام مواجهه با دشمنان، باعث ایمنی از شر آنان میشود.
تلاوت سوره نازعات با صدای محمد صدیق منشاوی
شیخ محمد صدیق منشاوی با سبک خاص خود، فضایی پرمعنا به این سوره بخشیده است. تلاوت او در آیات مربوط به قیامت و داستان موسی (ع)، شنونده را به تفکر در عظمت خداوند دعوت میکند و در آیات توحید، ایمان را در دل زنده میسازد. این تلاوت از جمله ماندگارترین تلاوتهای سوره نازعات است.
در ادامه میتوانید این تلاوت ناب را بشنوید و از برکات معنوی آن بهرهمند شوید. کیفیت صوتی این فایل عالی است و برای استفاده در منزل، ماشین، گوشی همراه و مجالس مذهبی کاملاً مناسب میباشد.
محمد صدیق منشاوی
سوره نازعات
سوره نازعات
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا ﴿١﴾
سوگند به فرشتگانی که [روح بدکاران را به شدت از بدن هایشان] بر می کنند، (۱)
وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا ﴿٢﴾
و سوگند به فرشتگانی که [روح نیکوکاران را به نرمی و ملایمت از بدن هایشان] بیرون می آورند؛ (۲)
وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا ﴿٣﴾
و سوگند به فرشتگانی که [برای اجرای فرمان های حق] به سرعت نازل می شوند، (۳)
فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا ﴿٤﴾
و سوگند به فرشتگانی که [در ایمان، عبادت، پرستش و اطاعت] بر یکدیگر [به صورتی ویژه] سبقت می گیرند، (۴)
فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا ﴿٥﴾
و سوگند به فرشتگانی که [به اذن خدا امور آفرینش را] تدبیر می کنند؛ (۵)
يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ ﴿٦﴾
[که همه برای رسیدن به پاداش و کیفر برانگیخته می شوند در] روزی که لرزاننده همه چیز را به شدت بلرزاند؛ (۶)
تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ ﴿٧﴾
در حالی که لرزاننده دیگری از پی آن در آید. (۷)
قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ ﴿٨﴾
دل هایی در آن روز مضطرب و هراسان اند (۸)
أَبْصَارُهَا خَاشِعَةٌ ﴿٩﴾
دیدگانشان [از ترس و هول قیامت] فرو افتاده است. (۹)
يَقُولُونَ أَإِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحَافِرَةِ ﴿١٠﴾
می گویند: آیا ما [پس از مرگ] به همان حالت اول [که در دنیا بودیم] باز گردانده می شویم؟ (۱۰)
أَإِذَا كُنَّا عِظَامًا نَخِرَةً ﴿١١﴾
[شگفتا!] آیا زمانی که ما استخوان های پوسیده و ریز ریز شدیم [بازمی گردیم؟!] (۱۱)
قَالُوا تِلْكَ إِذًا كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ ﴿١٢﴾
[و] گویند: [اگر قیامتی در کار باشد] بازگشت به حیات دوباره در آن زمان بازگشتی زیانبار است. (۱۲)
فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ ﴿١٣﴾
جز این نیست آن بازگشت فقط با یک بانگ عظیم است [و بس] (۱۳)
فَإِذَا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ ﴿١٤﴾
که ناگاه همه بر یک زمین صاف و هموار حاضر شوند. (۱۴)
هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ مُوسَىٰ ﴿١٥﴾
آیا سرگذشت موسی به تو رسیده است؟ (۱۵)
إِذْ نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى ﴿١٦﴾
هنگامی که پروردگارش او را در وادی مقدس طوی ندا داد (۱۶)
اذْهَبْ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَىٰ ﴿١٧﴾
که به سوی فرعون برو؛ زیرا که طغیان کرده است. (۱۷)
فَقُلْ هَلْ لَكَ إِلَىٰ أَنْ تَزَكَّىٰ ﴿١٨﴾
پس به او بگو: می خواهی [از آلودگی شرک و طغیان] پاک و پاکیزه شوی؟ (۱۸)
وَأَهْدِيَكَ إِلَىٰ رَبِّكَ فَتَخْشَىٰ ﴿١٩﴾
من تو را به سوی پروردگارت راهنمایی می کنم تا از او بترسی [و از طغیان دست برداری.] (۱۹)
فَأَرَاهُ الْآيَةَ الْكُبْرَىٰ ﴿٢٠﴾
پس آن معجزه بزرگ تر را به او نشان داد. (۲۰)
فَكَذَّبَ وَعَصَىٰ ﴿٢١﴾
ولی [او آن را] تکذیب کرد و سرپیچی نمود. (۲۱)
ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعَىٰ ﴿٢٢﴾
سپس [به حق] پشت کرد [و برای نابودی موسی] به تلاش برخاست! (۲۲)
فَحَشَرَ فَنَادَىٰ ﴿٢٣﴾
پس [قومش را] گرد آورد، و ندا داد (۲۳)
فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَىٰ ﴿٢٤﴾
و گفت: من پروردگار بزرگ تر شما هستم. (۲۴)
فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الْآخِرَةِ وَالْأُولَىٰ ﴿٢٥﴾
پس خدا هم [به کیفر این ادعای نابجا] او را به عذاب آخرت و دنیا دچار ساخت. (۲۵)
إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبْرَةً لِمَنْ يَخْشَىٰ ﴿٢٦﴾
بی تردید در این سرگذشت برای کسی که [از عذاب خدا] بترسد عبرتی است. (۲۶)
أَأَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاءُ ۚ بَنَاهَا ﴿٢٧﴾
آیا آفریدن شما [پس از مرگ] دشوارتر است یا آسمان که او آن را بنا کرد؟ (۲۷)
رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا ﴿٢٨﴾
سقفش را برافراشت، پس آن را درست و نیکو قرار داد، (۲۸)
وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا ﴿٢٩﴾
و شبش را تاریکو روزش را روشن ساخت، (۲۹)
وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَٰلِكَ دَحَاهَا ﴿٣٠﴾
و زمین را پس از آن گسترانید، (۳۰)
أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءَهَا وَمَرْعَاهَا ﴿٣١﴾
و از آن آبو چراگاهش را بیرون آورد، (۳۱)
وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا ﴿٣٢﴾
و کوه ها را محکم و استوار نمود (۳۲)
مَتَاعًا لَكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ ﴿٣٣﴾
تا مایه بهرهوری شما و دام هایتان باشد. (۳۳)
فَإِذَا جَاءَتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرَىٰ ﴿٣٤﴾
پس زمانی که آن حادثه بزرگ تر [و غیر قابل دفع] در رسد، (۳۴)
يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسَانُ مَا سَعَىٰ ﴿٣٥﴾
در آن روز انسان آنچه تلاش و کوشش کرده به یاد آورد (۳۵)
وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَنْ يَرَىٰ ﴿٣٦﴾
و دوزخ رابرای هر بیننده ای آشکار سازند، (۳۶)
فَأَمَّا مَنْ طَغَىٰ ﴿٣٧﴾
و اما کسی که طغیان و سرکشی کرده (۳۷)
وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا ﴿٣٨﴾
و زندگی دنیا را [بر زندگی ابد و جاوید آخرت] ترجیح داده، (۳۸)
فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَىٰ ﴿٣٩﴾
پس بی تردید جایگاهش دوزخ است؛ (۳۹)
وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَىٰ ﴿٤٠﴾
و اما کسی که از مقام و منزلت پروردگارش ترسیده و نفس را از هوا و هوس بازداشته است؛ (۴۰)
فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَىٰ ﴿٤١﴾
پس بی تردید جایگاهش بهشت است. (۴۱)
يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا ﴿٤٢﴾
همواره ازتو درباره قیامت می پرسند که در چه زمانی واقع می شود؟ (۴۲)
فِيمَ أَنْتَ مِنْ ذِكْرَاهَا ﴿٤٣﴾
تو از بسیار یاد کردنش [و سخن گفتن درباره آن] چه به دست می آوری؟ (۴۳)
إِلَىٰ رَبِّكَ مُنْتَهَاهَا ﴿٤٤﴾
نهایتش به سوی پروردگار توست [کیفیت برپا شدن و زمان وقوع و اوصافش را کسی جز خدا نمی داند.] (۴۴)
إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرُ مَنْ يَخْشَاهَا ﴿٤٥﴾
وظیفه تو فقط بیم دادن کسانی است که همواره از آن می ترسند. (۴۵)
كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَهَا لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحَاهَا ﴿٤٦﴾
گویی آنان روزی که قیامت را می بینند چنین می پندارند که در برزخ جز شامگاهی یا صبح گاه آن درنگ نکرده اند! (۴۶)